تبليغاتX
عشق بی انتها

عشق بی انتها

...

می خوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی یک شب مهتابی باشه
می خوام یه کاری بکنم شاید بگی دوسم داری
می خوام یه حرفی بزنم که دیگه تنهام نذاری
می خوام برات از آسمون یاسای خوشبو بچینم 
می خوام شبا عکس تو رو تو خواب گل ها ببینم 
می خوام که جادوت بکنم همیشه پیشم بمونی

...

 

  "مریم حیدر زاده"     

+نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت16:8توسط محسن | |

ميروی و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بی تو،

 يک عمر فرصت برای گريستن دارم اما براي تماشای تو،

همين يک لحظه باقی است

و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم

+نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت15:20توسط محسن | |

 یک لحظه دلم برای بی قراری هایت تنگ شد .. .

 چهره پاک و معصومت را در کوچه باغ ذهنم به تصویر کشیدم .. .

 دوباره آرام شدم و دوباره جان گرفتم ... 

+نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت16:4توسط محسن | |