هيچ كس ويرانيم را حس نكرد وسعت تنهائيم را حس نكرد در ميان خنده های تلخ من گريه پنهانيم را حس نكرد در هجوم لحظه های بی كسی درد بی كس ماندنم را حس نكرد آن كه با آغاز من مانوس بود لحظه پايانيم را حس نكرد
+نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت17:30توسط محسن |
|
About
هرگز حسرتی در هیچ کجای دنیا اینچنین یک جا جمع نمی شود که در همین سه : واژه کوتاه جمع شده او دوستم نداشت ...