تبليغاتX
عشق بی انتها

عشق بی انتها

...

سفر کردم که از یادم بری      دیدم نمیشه

 آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت17:7توسط محسن | |

فقط برای تو مینویسم

برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست

برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست

برای تويی كه قلبت پـاك است

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است

برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است

برای تویی که آرزوهایت آرزوی من است

+نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت6:14توسط محسن | |

من در حسرت نگاه تو مانده ام... من دور از تو و تو دور از من...

من در انتظارت نشسته ام تو مهربان من تو عزیز ترین من بیا که

در انتظارت مرده ام من چشم درراه نیستم!من خسته از دوریت

نیستم!چون... تو همیشه در قلب منی و من تورا همیشه می نگرم

با تمام وجود با تمام وجود می خواهم بگویم که دوستت دارم...

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت14:22توسط محسن | |

هميشه همينطور است....
يکي می ماند
تا روزها و گريه را حساب کند

يکي می رود
تا در قلبت بماند تا ابد....
اشک هايت را پشت پايش بريزی

رسم روياها همين است.....
که تنها بماني با اندوه خويش
روزها و گريه ها را
به آسمان خالی ات سنجاق کنی

+نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت19:5توسط محسن | |

ای کاش تنها یکنفر هم در این دنیا مرا یاری کند
ای کاش می توانستم با کسی درد دل کنم
تا بگویم که .
من دیگر خسته تر از آنم که زندگی کنم
تا بداند غم شبها یم را....
تا بفهمد درد تن خسته و بیمارم را...........
قانون دنیا تنهایی من است................
و تنهایی من قانون عشق است.......
و عشق ارمغان دلدادگیست........
و این سرنوشت سادگیست....

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت9:12توسط محسن | |

دیشب دلم هوای تو کرد و تو نبود
چشمانم برای تو بارید و تو نبودی
آن یادگاری زیبا برگ گل سرخ
تصویر اسم زیبای تو بود تو نبودی
چشمانم تمنای نگاه تو میکرد
در آتش عشق تو بود و تو نبودی
آن قامت رعنا که سفر کرد

دلم تنها در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت17:7توسط محسن | |

تحمل کردن زیباست اگر قرار باشد روزی به تو برسم

انتظار آسان است اگر قرار باشد دوباره تو را ببینم

زندگی شیرین است اگر قرار باشد مزه ی دستان تو را بچشم

مشکلات حل می شود اگر قرار باشد روزی به پای تو بمیرم

اشک ها همه به لبخند تبدیل می شود اگر قرار باشد تو را یک بار ببوسم

و لبخند ها دوباره به اشک فقط اگر ببینم خیال رفتن داری

اما بدان دوستت دارم از پشت این همه فاصله از پشت این همه حرف

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت5:12توسط محسن | |

                               نه دل دارم که بشکنی 

                                                نه جون دارم فدات کنم 

                                                                 نه پای موندن منی  

                                                                                نه می تونم رهات کنم

+نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت9:25توسط محسن | |

تو كيستی،كه اينگونه،بی تو بی تابم؟
شب از هجوم خيالت نمی برد خوابم

از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
اين اتش عشق است نسوزد همه كس را

+نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت10:27توسط محسن | |

    

شبی گفتم به او با بی قراری            به غیر از من کسی را دوست داری؟

      دو چشمش از خجالت بر هم افتاد            میان گر یه ها یش گفت: آری

    

+نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت16:52توسط محسن | |

هيچ كس ويرانيم را حس نكرد
وسعت تنهائيم را حس نكرد
در ميان خنده های تلخ من
گريه پنهانيم را حس نكرد
در هجوم لحظه های بی كسی
درد بی كس ماندنم را حس نكرد
آن كه با آغاز من مانوس بود
لحظه پايانيم را حس نكرد

 

+نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت17:30توسط محسن | |

   وقتی بارون می یاد

                 هر چند قطره ای که بتونی بگیری منو دوس داری

                                                 و هر چند قطره ای که نمیتونی بگیری من دوست دارم

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت15:3توسط محسن | |

 

دوست داشتن درست مثله ايستادن توی سيمان خيسه .

 هرچقدر بيشتر توش بمونی سخت تر جدا ميشی

و اگر هم بتونی ازش بيرون بيای ،

حتما ردپات باقی ميمونه!!!

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت14:11توسط محسن | |

 

زندگی زیباست*** اما بدون غم

 

مرگ زیباست*** اما بدون گناه

 

دوستی زیباست*** اما بدون کلک

 

عشق زیباست*** اما بدون دروغ

 

دنیا زیباست***اما بدون درگیری

 

گل زیباست***اما بدون ریشه

 

سکوت زیباست***اما بدون یار

 

شیشه زیباست***اما بدون تیرگی

 

برف زیباست***اما بدون رهگزر

 

خانواده زیباست***اما بدون دوری

 

ما هم زیباییم ***اما بدون ماسک

 

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت17:20توسط محسن | |

اگه با دیدن من غم تو دلت جون می گیره

می میرم که تا ابد قلب تو آروم بگیره

اگه با بودن من باغ تو ویرونه می شه

میرم اما می دونم دل بی تو دیونه می شه

بی تو می میرم

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت18:28توسط محسن | |

 

تنهایش به اوج رسیده

ازم پرسید تا حالا عاشق شدی ؟!!!

...

خواست تا براش دعا کنم

سکوت همه جا رو فرا گرفت

بغض داشت گلوم رو پاره میکرد

خیلی سعی کردم جلوی خودم رو بگیرم ...

با دل شکسته به آسمون خیره شدم

براش خواستم :

خیلی زود اونیکه قسمتشه و کنارش موندنیه بیاد و تنهایش رو پر کنه.

+نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386ساعت1:46توسط محسن | |

من سعی خودمو می کنم اما

جای خالی تو تو زندگیم پر نمی شه

چشمای تو از من شناگر ماهری ساخته

دیگه تو هر چشمی غرق نمی شم!

لبهای تو پر توقعم کرده

دیگه بوسه های هیچکس راضیم نمی کنه!

من سعی خودمو می کنم اما

جای خالی تو تو زندگیم پر نمی شه

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت17:22توسط محسن | |

 

لبریز سکوت سیاهم بدون تو

 

سرشار از شراره آهم بدون تو

 

چشمان انتظار مرا رنگ غم گرفت

 

ابری است آسمان نگاهم بدون تو

 

گشتم اسیر شبهای تلخ و نیست

 

راهی به سوی باغ گناهم بدون تو

 

در این کویر خشک و عطش سوز ،نازنین

 

خشکیده شاخ و برگ گیاهم بدون تو

 

باری ،غم است همنفس من دلیل آن

 

این گریه های گاه به گاهم بدون تو

 

تنها پناه من شد دیوار بی کسی

 

آری که بی پشت و پناهم بدون تو

 

چه کنم که دوستت دارم

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت16:35توسط محسن | |

می خوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی یک شب مهتابی باشه
می خوام یه کاری بکنم شاید بگی دوسم داری
می خوام یه حرفی بزنم که دیگه تنهام نذاری
می خوام برات از آسمون یاسای خوشبو بچینم 
می خوام شبا عکس تو رو تو خواب گل ها ببینم 
می خوام که جادوت بکنم همیشه پیشم بمونی

...

 

  "مریم حیدر زاده"     

+نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت16:8توسط محسن | |

ميروی و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بی تو،

 يک عمر فرصت برای گريستن دارم اما براي تماشای تو،

همين يک لحظه باقی است

و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم

+نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت15:20توسط محسن | |

 یک لحظه دلم برای بی قراری هایت تنگ شد .. .

 چهره پاک و معصومت را در کوچه باغ ذهنم به تصویر کشیدم .. .

 دوباره آرام شدم و دوباره جان گرفتم ... 

+نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت16:4توسط محسن | |

دلم گرفته آسمون ! نمی تونم گریه کنم

شکنجه می شم از خودم نمی تونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها رو سینه من اومده

اخ داره باورم می شه خنده به ما نیومده

دلم گرفته اسمون از خودتم خسته ترم

تو روزگار بی کسی یه عمره که دربه درم

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت16:19توسط محسن | |

كاش بودي تادلم تنها نبود تا اسير غصه فردا نبود

كاش بودي تا براي قلب من زندگي اينگونه بي معنا نبود

كاش بودي تا لبان سرد من قصه گوي غصه غمها نبود

كاش بودي تا نگاه خسته ام بي خبر از موج واز دريا نبود

كاش بودي تا زمستان دلم اينچنين پرسوز وپرسرما نبود

كاش بودي تا فقط باور كني بعد تو اين زندگي زيبا نبود ...

+نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت7:31توسط محسن | |

گاهی اوقات
احتیاج به یه آدمی داری٬
یه دوستی٬
که واسته روبه‌روت
محکم توی چشمات رو نگات کنه
و بزنه تو گوشت
که تو٬ صورتت خم شه و دستت رو بذاری روی گونه‌ت و دوباره نگاش کنی
ببینی که خشمگینه٬
ببینی که از دستت عصبانیه
توی اخم صورتش ببینی که دوستت داره
ببینی که دوستته.
که نگاش کنی٬ همون‌جوری که دستت روی صورتیه که اون بهش کشیده زده٬
که بهت بگه « تو چته؟ بسه٬ به خودت بیا .. تو چته .. »
که سرت فریاد بکشه ..
که تو یه هو بلرزی٬
که بری بغلش٬
که بغلت کنه٬
همون دستی که کوبید تو صورتت رو بذاره رو سرت٬ توی موهات٬
که سرت رو فشار بده توی گودی‌ شونش٬
که تو چشمات رو ببندی٬
روی شونه‌ش گریه کنی٬
بلزی٬
و با خودت فکر کنی که « تو واقعاً چته ... »

+نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت18:18توسط محسن | |

می گویند شیشه ها دل ندارند  ... اما وقتی

روی شیشه بخار گرفته ای نوشتم دوستت دارم ... آرام گریست...!!!

+نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت18:39توسط محسن | |

 

 

کنار آشیانه تو آشیانه می کنم

 

 

فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم

 

 

کسی سوال می کند برای چه زنده ای

 

 

و من برای زندگی تو را بهانه می کنم

 

+نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت18:15توسط محسن | |

همیشه از نگاه تو ، با توعبور می کنم

از اینکه عاشق توام ، حس غرور می کنم

دوباره با سلام تو ، تازه تازه می شوم

با نفس ساده تو ، غرق ترانه می شوم

     

با تو ستاره می شوم           با تو ستاره می شوم

     

از سایه های ملتهب ، همیشه می گریختم

با رفتن تو هر نفس ، بغض دوباره می شوم

ناجی شام شوکران ، با دل عاشقم بمان

به حرمت حضور تو ، چون تو یگانه می شوم

خانه به خانه دیدمت ، همچو فسانه دیدمت

     

با تو ستاره می شوم         با تو ستاره می شوم

     

+نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت18:7توسط محسن | |